جالبه. هر مرحله زندگی اونقد برامون جذابیت داره که فکر میکنیم اگه تجربه اش کنیم واقعا خبری میشه ولی بعد که میرسیم بهش می بینیم همش یه سراب فکری بوده و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. رندی روزگار اون موقع بیشتر خودشو نشون میده که می بینیم خیلی چیزا همین جوریه... ولی من و تو نمی دونیم!
میدونم یه کم قلبمه سلمبه می نویسم ولی هیچ قصد خاصی ندارم از این کار. ناخوداگاه گاهی اینطوری میشه (شاید مثل حرف زدنم) و گاهی هم البته برای استناد به بعضی مطالب، ناچارم به اسامی یا اصطلاحات خاصی اشاره کنم. اگه درباره مطالب این وبلاگ، احساس "قلمبگی" دارین، به بزرگی خودتون بخشین.
(پست های اخیر یه هفته قبل نوشته شده).
0 نظرات:
ارسال يک نظر
از پيامتون خيلي خیلی ممنون.