شنبه ۱۹ مارس ۲۰۱۱

موش ها و آدم ها – جان اشتاین بک (پرویز داریوش) – 1368 – انتشارات اساطیر

بدون هیچ عمد یا برنامه از پیش تعیین شده ای، کتابایی که امسال برای مطالعه تو نوروز انتخاب کردم همه به ادبیات آمریکا مربوط میشن. "موش ها و آدم ها" از اون چزی که دبیرستان و بعدش فکر می کردم، خیلی کمتر بود (یه جور داستان کوتاه). یه لغت جدید به نام "گاس" داشت که تا آخرشم معنیش رو نفهمیدم! داستان کوتاه و سرگرم کننده و خوبی بود.
نیمرو:
- اون باهوش نیس. اما کارگر خوبیه. آدم خوبیم هس ولی باهوش نیس.
- آدم اینجا تنها میشینه فکر میکنه یا کتاب میخونه یا یه همچی کاری می کنه. یه وقت فکر می کنه اما نمیتونه بگه فکرش درسته یا نه. نمیتونه از یکی بپرسه اون چی فکر میکنه. نمیتونه بگه. هیچی نداره که باهاش اندازه بگیره. من خیلی چیزا اینجا فهمیدم... نمیدونم خواب دیدم با نه، اگه یکی بام بود میتونس بهم بگه خواب بودم یا نه، اونوخ درس میشد. اما نمی دونم.
- من این ماهو کار میکنم پنجاه دلارمو میگیرم و اونوخ هرشب میرم فاحشه خونه یا میرم تو یه مهمون خونه اونقد میشینم تا همه برن خونه هاشون. اونوخ بازم میام یه ماه کار میکنم و باز پنجاه دلارمو میگیرم.

0 نظرات:

ارسال يک نظر

از پيامتون خيلي خیلی ممنون.